![]() |
![]() |
|
روزمرگی های زندگی یک زوج
|
|
آقا تکاندیم ! اصلا نمی دونم امسال چه ام شده بود ! طفلکم امروز هم رفته سر کار ! همین الان که اینجا نشسته ام هنوز ملحفه های شسته شده را روی تشک و بالش ها نکشیده ام ! دیرو خودم ساعت 9 صبح بلند شدم و پویا را ساعت 10 بیدار کردم که پاشو وگرنه می رم یه کارگر دیگه می گیرم تازه دیروز خانواده پویا شله زرد ( آقا ما یه جا دیدیم نوشته بود شعله زرد ؟ اما فکر کنیم شله زرد درست باشد ! چون هم شل استو هم زرد و ربطی به شعله ندارد دیگه اینکه عیدتون مبارک ! صد سال به از این سالها ! هر روزتان نوروز و اینها ! این عکس پایینی رو هم گذاشتم چون هم عاشق آن سیبهای تپل و گلهای نرگسم که مژده می دن بهار اومد و هم اینکه عاشق اون خانومم !
پ.ن همگانی:ما که رفتیم تا سال دیگه اما خدا وکیلی عید بیاین آپ دیت کنین پ.ن خصوصی : آقا پویا ما از اینکه شش ماه کنار شما بودیم و امسال هم می خواهیم اولین عید مشترک خود را کنار هفت سین دو نفره خودمان آغاز کنیم |
|
+
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 | 3:29 بعد از ظهر | مریم |
|
|
صفحه نخست نامه گذشته ها |
| درباره این خونه |
ما ، مریم و پویا یک زوج خیلی خوشبخت هستیم !
می خواهیم اینجا از زندگی مشترکمون بنویسیم . مثل یک دفتر خاطرات! خاطراتی که دوست نداریم فراموش کنیم ، چه تلخ و چه شیرین . خاطرات یه زندگی مشترک! با همه سختی ها و خوبی هاش. ما 5 اردیبهشت 84 رسما همسر شدیم و از روز 16 شهریور 85 هم زیر یه سقف زندگی می کنیم ! |
| گذشته ها |
| صاحب خونه ها |
| مي خونم |
|
|
|
RSS
|